إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ
( هنگامى كه گفت بر پدر و قوم خود ) زمانى كه ديد ايشان بتها را مىپرستند ، به صورت انكار و سرزنش از كردار آنان گفت :
ما ذا تَعْبُدُونَ
( چه چيزى را پرستش مىكنيد ؟ )
أَ إِفْكاً آلِهَةً
( آيا به دروغ خدايانى را ) بدترين و زشتترين صورت دروغ را ( افك ) مىگويند ، و اصل لغت ( افك ) به معنى برگرداندن چيزى از جهت و صورت خود مىباشد و چون دروغ وارونه كردن يك حقيقت است به آن ( افك ) گفته مىشود . در اينجا بايد تذكر داد اين كه ابراهيم از بتها به عنوان خدايان تعبير مىكند به جهت اعتقاد و گمان فاسد مشركان مىباشد كه بتها خدا بوده و سزاوار پرستش هستند ، سپس ابراهيم با نكوهش شديد مىگويد :
دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ
( غير از خداوند را اراده كردهايد ) يعنى آيا عبادت خدايان خود را بدون عبادت خداوند رحمن اراده كردهايد ، پس در اينجا مضاف كه ( عبادت ) باشد حذف شده و مضاف اليه جاى آن را گرفته است زيرا اراده بر چيزى كه حدوث و پديداريش درست نباشد تعلق نمىگيرد و اجسام هم از آنهايى است كه درست نيست مراد واقع شوند .
فَما ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ
( پس چيست گمان شما به آفريدگار جهانيان ) چه چيز نسبت به شما انجام دهد با اين كه غير از او را عبادت مىكنيد .
برخى گفتهاند : چگونه گمان مىكنيد دربارهء خدايى كه روزيش را ميخوريد و غير از او را عبادت مىكنيد ؟ .
و گفتهاند منظور اين است : چه گمان داريد دربارهء پروردگارتان . به چه صفتى و از چه جنسى از اجناس است كه او را به اين بتها تشبيه مىكنيد و در اين آيه اشاره است بر اين كه به هيچ چيزى شبيه نيست .
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ
( پس نگاه كرد نگرشى در ستارگان پس گفت همانا من بيمارم ) دربارهء اين آيه سخنان مختلفى گفته شده كه اينك توجه كنيد :