شرح لغات :
شيعه - اين كلمه را به گروهى مىگويند كه از رهبرى پيروى كنند ، ولى در عرف مردم ، شيعه عبارت است از كسانى كه از ( على عليه السلام ) پيروى كرده و به طرفدارى از آن حضرت با دشمنان او مبارزه كرده و پس از او از فرزندان او كه جانشين آن حضرت بودهاند پيروى كردهاند .
« ابو بصير » از « حضرت صادق » ( ع ) نقل كرده كه فرمود : تهنيت ميگويم شما را به اين نام ! گفتم به كدام نام ؟ فرمود : به نام شيعه ! عرض كردم كه مردم ما را به اين نام عيب و سرزنش مىكنند ! فرمود آيا نشنيدهاى سخن خداوند را دربارهء « ابراهيم » ( ع ) كه مىفرمايد :
( ان من شيعته لابراهيم )
و مىفرمايد :
( و استغاثه الذى من شيعته على الذى من عدوّه )
، « و يارى خواست از موسى آن كه از شيعيان او بود بر آن كه از دشمنانش بود - قصص - 15 » .
راغ - كلمهء ( روغ ) به معنى ميل كردن است از جهتى به جهت ديگر ، و گفته مىشود ( راغ - يروغ - روغا - روغانا ) كه به معنى برگشت و انحراف است و ( رواغ ) حيلهگر و منحرف را گويند .
« عدى بن زيد » گويد :
( حين لا ينفع الرواغ و لا ينفع الا المصادق التحرير )
« هنگامى كه نفع ندهد حيلهگران و منحرفان - و نفع ندهد مگر درستكار زبردست »
اعراب :
آلهة - اين كلمه بدل از ( افكا ) بوده و ( افكا ) مفعول فعل ( تريدون ) است .
فَما ظَنُّكُمْ
- حرف ( ما ) مبتداء و كلمهء ( ظنكم ) خبر آن است .
ضربا - اين كلمه مصدر فعل محذوف است و تقدير چنين است ( يضربهم ضربا ) و حرف ( باء ) در كلمهء ( باليمين ) متعلق به همين فعل محذوف است .
يزفون - اين كلمه حال است از كلمهء ( اقبلوا ) .