وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ
- اين جمله نيز حال و محلا منصوب است از جملهء ( ا تعبدون ) و تقدير چنين است ( أ تعبدون ما تنحتون مخلوقين )
هَبْ لِي
- مفعول له اين كلمه عبارت از كلمهء محذوف ( ولدا ) مىباشد .
« فرازى از سرگذشت ابراهيم »
تفسير :
سپس خداوند داستان « ابراهيم » ( ع ) را به سرگذشت « نوح » ( ع ) متصل ساخته و فرمود :
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ
( و همانا از شيعيان اوست ابراهيم ) يعنى يكى از شيعيان « نوح » حضرت « ابراهيم » است به اين معنى كه ابراهيم در توحيد و عدل و تبعيت از حق بر روش و سنت نوح مىباشد و اين سخن « مجاهد » است .
و برخى گفتهاند : و از شيعيان « محمد » ( ص ) ابراهيم بود ، كه خداوند مىگويد :
( وَ آيَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ )
، « و آيتى است بر ايشان كه سوار كرديم ذريت ايشان را در كشتى انباشته - يس - 41 » .
يعنى فرزندان آن را كه پدر ايشان بود ، پس در اينجا اهل كشتى را كه از نظر زمان جلوتر بودهاند در رديف ذريه و فرزندان ايشان قرار داده است ، پس در آيهء مورد بحث نيز اگر چه ابراهيم جلوتر از « محمد » بوده ولى در رديف شيعيان او قرار گرفته است و اين سخن « فراء » است .
إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
( زمانى كه آمد پروردگارش را با قلبى سالم ) يعنى آمد بسوى پروردگارش زمانى كه خدا را تصديق كرده و ايمان آورده بود به خدا با دلى كه از شرك خدا خالص بوده و از معاصى و نيرنگ و تزوير دورى مىكرد و بدين روش زندگى كرده و جان سپرد .
« امام صادق » ( ع ) فرمود : منظور از قلب سليم دلى است كه به غير از خداوند به هيچ چيزى نپيوندد .