55 - إذا استشاط السّلطان تسلّط الشّيطان 4010 .
56 - طلب السّلطان من خداع الشّيطان 6024 .
57 - عدل السّلطان حياة الرّعيّة و صلاح البريّة 6331 .
58 - شرّ الأمراء من كان الهوى عليه أميرا 5693 .
59 - شرّ الأمراء من ظلم رعيتّه 5717 .
60 - صاحب السّلطان كراكب الأسد ، يغبط بموقفه و هو أعرف بموضعه 5827 .
61 - الشّركة في الملك تؤدّي إلى الاضطراب 1941 . برقرار باشد خداوند نعمت خود را تمام مىكند ، ولى به مجرد تغيير نيت و ظلم و ستم نعمت هم تغيير خواهد پذيرفت ، داستان باغبان و آب انار و پادشاه و نيت ماليات بيشتر روشنگر آن خواهد بود ) .
55 - هرگاه پادشاه سفاك و خشمناك گردد شيطان تسلّط يابد ( يعنى راستى بهترين فرصت براى شيطان زمان غضب است ، زيرا در آن حال هر فردى نمى تواند خود را كنترل كرده ، و كمتر مىشود كه با معصيت توأم نگردد ) .
56 - طلب كردن پادشاه ( و يارى نمودن او در حكومت ناحق ) از مكر و حيله شيطان است .
57 - عدالتگرى پادشاه حيات رعيت و صلاح حال خلق است .
58 - بدترين امراء كسى است كه هوا و هوس بر او امير باشد .
59 - بدترين امراء كسى است كه بر رعيت او ستم شود ( چه خود امراء ستم كنند يا با وجود آنها بر رعيت ستم شود ، و ممكن است فعل « ظلم » به صيغهء معلوم خوانده شود ) .
60 - دربارى سلطان مانند سوار بر شير است مردم آرزوى جايگاه او را نمايند ، در حالى كه او به موضع ( خطير و پر ترس و هراس ) خويش داناتر خواهد بود .
61 - شركت در پادشاهى به تزلزل و بى نظمى منجر مىشود .
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 1357
مساهمون: عبد الواحد الآمدى التميمي
ص١٣٥٧