9 - من اشتغل به غير ضرورته فوتّه ذلك منفعته 8765 .
المعوج
1 - قد يستقيم المعوّج 6625 .
العادة
1 - أفضل العبادة غلبة العادة 2873 .
2 - العادة طبع ثان 702 .
3 - العادة عدوّ متملّك 958 . از دستش خواهد رفت .
9 - هر كه به غير ضرورت ( و كارهائى كه مهم او نيست ) مشغول گردد چنين كارى فائده آن را از او فوت گرداند ( يعنى فائده كارهاى مهم را از دست دهد ) .
كج شده 1 - گاهى كج شده ( و چيزى كه در تدبير آن راه كجى اتخاذ گشته ) راست مىشود .
عادت 1 - افزونترين عبادت غلبه بر عادت است ( چون نيازمند به اراده خيلى قوى است ، هر فردى نمى تواند بر خوى و خصلت خود كه بر آن عادت كرده غلبه نمايد ، مرحوم خوانسارى - رحمه اللّه - غلبه عادت را چنين معنى كرده : كه اين كسى عبادتى داشته كه غالب به آن عادت كرده و اكثر اوقات آن را در وقت آن بجاى آورد ) .
2 - عادت طبع دوم است ( يعنى وقتى انسان به چيزى عادت نمود گويا جزء خلقت و خوى او شده است ) .
3 - عادت دشمنى است كه مالك شخص گردد ، و او را بنده خود سازد .