111 - من عقل الرّجل أن لا يتكلّم بجميع ما أحاط به علمه 9327 .
112 - من حقّ العاقل أن يقهر هواه قبل ضدهّ 9334 .
113 - من حقّ اللّبيب أن يعدّ سوء عمله ، و قبح سيرته من شقاوة جدهّ و نحسه 9336 .
114 - من كمال عقلك استظهارك على عقلك 9421 .
115 - ما عقل من أطال أمله 9513 .
116 - ما كذب عاقل ، و لا زنى مؤمن 9531 .
117 - مروّة العاقل دينه ، و حسبه أدبه 9779 .
118 - نصف العاقل احتمال ، و نصفه تغافل 9968 . 111 - از عقل مرد ( يا آدمى ) است كه به همه آنچه علمش به آن احاطه دارد تكلم ننمايد ، ( زيرا ممكن است فاجعه آور باشد و يا عقلها آن را نپذيرد ) .
112 - از حق عاقل ( و بر او لازم است ) آنكه پيش از دشمن به خواهش خود غلبه نمايد .
113 - از حق عاقل اين است كه بدى عمل و زشتى طريقه و شيوه خود را از بدى بخت خود و نحوست آن شمارد ( پس بكوشد آن را به هر وسيله شده رفع كند ) .
114 - از كمال عقل تست احتياط تو بر عقل خود ( نه به مقتضاى خواهش و هواى خود ) .
115 - عاقل نيست كسى كه آرزويش را طول داده است .
116 - هيچ عاقل نيست كسى كه آرزويش را طول داده است .
116 - هيچ عاقلى دروغ نگويد ، و هيچ مؤمنى زنا نكند ( و لذا روايت دارد زمانى كه مؤمن زنا كند ايمان از او سلب مىشود ) .
117 - آدميت و مردانگى عاقل دين او ، و حسب او ادبش خواهد بود .
118 - نصف عاقل تحمل ( بى ادبى ها و آزار مردم بوده ) و نصف ( ديگر ) او تغافل و چشم پوشى است .
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 986
مساهمون: عبد الواحد الآمدى التميمي
ص٩٨٦