223 - أخوك مواسيك في الشّدّة 420 .
224 - إن اردت قطيعة أخيك فاستبق له من نفسك بقيّة يرجع إليها إن بدا له ذلك يوما ما 3720 .
225 - قدّم الاختبار و أجد الاستظهار في اختيار الإخوان و إلّا ألجأك الاضطرار إلى مقارنة الأشرار 6811 .
226 - كفى بالصّحبة اختبارا 7034 .
227 - إن استنمت إلى و دودك فأحرز له من أمرك و استبق له من سرّك ما لعلّك أن تندم عليه وقتا ما 3721 . 223 - برادر تو كسى است كه تو را در سختى مواسات كند ( و تو را در آنچه دارد شريك گرداند ، چنان كه سعدى گويد :
دوست آن باشد كه گيرد دست دوست * در پريشان حالى و درماندگى
دوست مشمار آنكه در نعمت زند * لاف يارى و برادر خواندگى )
224 - اگر بريدن از برادر خود را خواهى ( و مايل باشى با او قطع رابطه كنى بالكلّ مبر ) براى او از طرف خود باقيماندهاى بگذار كه اگر براى او يك روزى بدا حاصل شد كه به آن برگردد امكان پذير باشد .
225 - در گزينش برادران آزمايش را مقدم دار و نيكو احتياط نما و گرنه اضطرار و ناچارى تو را به همراهى بدان مجبور سازد .
226 - براى آزمايش مردم كفايت مىكند صحبت و رفاقت ( كه بالاترين امتحان است ) .
227 - اگر به دوست خود آرام و اطمينان پيدا كردى ، پس براى او از امر خود نگه دار ، و از براى او از سرّت باقى بگذار ، بسا باشد بر آن يك وقتى پشيمان شوى ، ( يعنى نبايد به دوست هر پنهانى و سرّى را گفت ، و او را همراز خود دانست ، چون