البرد
1 - توقّو البرد في أولّه ، و تلقوّه في آخره ، فإنهّ يفعل بالأبدان كما يفعل في الأغصان ، أولّه يحرق ، و آخره يورق 4551 .
البر و البر و من منعه
1 - البرّ عمل مصلح 554 .
2 - البرّ عمل صالح 871 .
3 - البرّ غنيمة الحازم 985 .
4 - البرّ أعجل شيء مثوبة 1222 . سرما 1 - از سرما در اول آن پرهيز كرده ، و در آخر آن آن را استقبال نمائيد ، زيرا در بدنها آن كند كه در شاخهها مىكند ، اوّلش مى سوزاند ، و آخرش برگ مى روياند ( شاعر هم گفته :
گفت پيغمبر باصحاب كبار * تن مپوشانيد از باد بهار
آنچه با شاخ درختان مىكند * با تن و جان شما آن مىكند
نيكى و نيكو كارى 1 - نيكوئى ، عملى است اصلاح كننده .
2 - نيكوئى ، و كار خير عملى است پسنديده .
3 - نيكوئى ، يا صله و احسان غنيمت دور انديش است .
4 - احسان ، شتابانتر چيزيست به حسب پاداش .