امر پى مىبريم كه امام حسين عليه السلام محورى است اساسى در حكمت آفرينش و اينكه ناگزير چنين انسانى بايد بيايد و با خون پاكش سرفصل زندگى انسان را بنگارد و به فضل آن ارادهاى كه سيّدالشّهدا را وادار نمود تا با گشاده رويى به رويارويى با امواج مرگبار بپردازد ناگزير بايد حماسهء كربلا ، كليد وجود آفرينش گردد . ارادهء آن امام شهيد به گونهاى بود كه هرچه مصائب بر او فزونى مىيافت و هرچه زخمهاى واردهبر كالبد مباركشبيشتر مىشد ، بههمان مقدار صورت بزرگوارش از شادى و سرور مىدرخشيد ؛ چرا كه او بنده فرمانبردار خدا بود واندك اندك به پروردگارش ، پروردگار عزّت و قدرت نزديك مىشد .
بنابراين ، آن اراده همان راز آفرينش انسان است . زيرا اگر ارادهء راست پيشگان و مشيّتى كه خداوند ، پيامبران و بندگان صالحش را بدان آزمايش نمود ، وجود نداشت هرگز دراين آفرينش حكمتى نمىبود .
پس خداوند متعال انسان را براى فساد كردن در زمين و خونريزى - آن گونه كه فرشتگان گمان بردند - نيافريد . زيرا خداوند آنچه را كه فرشتگان از آن آگاه نبودند ، مىدانست و با دانش ازلى خود مىدانست كه از ميان فرزندان آدم و از بين اين خاك و گوشت واعصاب ، روزى انسانهايى رشد مىنمايند كه به والاترين درجات ارتقا مىيابند . تا جائى كه جبرئيل عليه السلام در مورد آن درجات مىفرمايد :
« وَلَوْ دَنَوْتُ أَنْمُلَةً لَاحْتَرَقْتُ . » « 1 »
« اگر به اندازهء سرانگشتى نزديك مىشدم ،
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 18 ، ص 382 .