معاشرت خود را با ديگران نيكو سازد ، بايد برنامهاى براى حركت در مسير آن و نيز الگو و اسوهاى براى پيروى از آن داشته باشد . پس اگر بخواهيم جامعه ما مستحكم و متحوّل گردد و پيشرفت نمايد ، بايد با امام خود و حجّت خويشتن ، رابطه بر قرار كنيم . يا به عبارت ديگر ، بايد امام را همچون نورى فرض كنيم تا بتوانيم براساس حركت و كشف واقعيّات توسط او ، حركت كنيم . امّا مهمترين عامل در مسأله رابطه با امام زمان آن است كه همه زوايا و روشهاى زندگى خود را بر پايه عقيده به اين امام و نيز براساس خشنودى يا نارضايتى وى از آنچه كه در زندگى خود انجام مىدهيم ، برنامهريزى نماييم .
به عنوان مثال اگر فردى در ميهمانى يك شخصيّتى معروف مانند مرجعى يا دانشمندى و يا شخصيّتى مبارز شركت كند ، معمولًا حركات و سكنات - چون خوردن ، آشاميدن و . . . - آن شخصيّت را زير نظر قرار مىدهد ؛ تا از او بياموزد و الگو بردارى نمايد . حال اينكه ما به وجود امام زمان مهدى ( عج ) اعتقاد داريم . پس چرا در مورد اعمالى كه باعث خشنودى و يا رنجش خاطر او مىگردد ، نمىانديشيم ؟ و آيا رفتار ما او را دلشاد مىگرداند و يا دل آزرده ؟
بنابراين ، ما بايد رفتار اجتماعى خود با ديگران ، با خويشتن و نزديكان را در سايه آنچه امام مهدى در مورد سامان دادن رفتار و روابط اجتماعى از ما مىخواهد ، سامان ببخشيم . در اينجاست كه شايد برخى بگويند ما با رفتار ، اخلاق و كردار - چون خوردن ، آشاميدن ، پوشيدن ، سخن گفتن و . . . - امام زمان آشنايى نداريم .
امام زمان (عج) آرزوى بشريت (فارسى) — صفحة 68
مساهمون: شوشترى زاده
ص٦٨