تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام زمان (عج) آرزوى بشريت (فارسى) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
مىبخشد و از سردرگمى و تنهايى و نيز شكست و ذلّت رهايى مىبخشد . حال اگر ما همه اين حقايق را درك نموديم و به آن شناخت پيدا كرديم ، بايد از اين شناخت چندين بينش را بهره بگيريم . پس بايد به جستجوى پاسخ اين پرسشها بپردازيم كه : چگونه پيوندى حقيقى را با حضرت مهدى ( عج ) برپا داريم ؟ و چگونه آن را محكم سازيم ؟ آيا خود امام مهدى ( عج ) است كه نمىخواهد اين پيوند ايجاد گردد و يا خود ما نمىخواهيم و براى آن تلاش نمىكنيم ؟ دراين راستا يكى از علما نقل مىكند كه روزگارى را در نجف اشرف مىزيسته و در آنجا مشغول به تدريس بوده است . در يكى از روزها شخصى از اهالى روستايى دور افتاده براى تحصيل علم نزد او مىآيد . روزى عالم متوجّه مىگردد كه انگشترش گم شده است . همه منزل را جستجو مىكند ولى ، آن را نمىيابد . چون به آن انگشتر بسيار علاقمند بود ، غمگين مىگردد . وقتى كه سركلاس درس براى تدريس حاضر مىشود ، طلبه تازه وارد از جايش برمىخيزد و به او مىگويد : آقاى من ، انگشتر شما در فلان جاى به خصوص اتاقتان است . عالم بسيار شگفت زده مىشود ، امّا تعجب خود را پنهان مىدارد . به منزلش باز مىگردد و انگشتر را در اتاق و همان جايى كه آن طلبه گفته بود ، مىيابد . ايّام سپرى مىگردند و آن عالم شىء خاص ديگرى را در منزلش گم مىكند كه درپى آن دعوايى ميان او و همسرش در مىگيرد . دوباره همچون دفعه گذشته هنگاميكه سركلاس حاضر مىگردد ، همان طلبه به او مىگويد كه شىء گم شده در فلان جاى منزلت
امام زمان (عج) آرزوى بشريت (فارسى) — صفحة 62 | شوشترى زاده / السيد محمد تقي المدرسي