ما مراجعه كنيد . آنها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر شما هستم . »
در اينجا بايد اشاره كنم كه امور بر دو گونهاند : امور ظاهرى ، و امور حقيقى .
امور ظاهرى به كارهايى چون رفتن به حوزه يا مدرسه ، سرگرم شدن با درس و بحث و نيز اصلاح ميان خود و همگنان باز مىگردد .
ولى علاوه بر اين امور ، امور غيبى وجود دارند كه بايد يك طلبه به سوى آن ارتقا يابد و دلش را به آن متّصل سازد . بنابراين خويشتن را از گذر شكوفا كردن دانش در دل و پاكيزه گردانيدن آن ، به نور اعظم متّصل نمايد . چنان كه در دعاى شريف كه از پيامبر اكرم نقل شده ، آمده است : « اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي قَلْباً تَقِيّاً نَقِيّاً وَمِنْ الشِّرْكِ بَرِيئاً لَاكافِراً وَلَا شَقِيّاً » « 1 » « بارالها ، دلى با تقوى و پاكيزه و به دور از شرك به من ارزانى فرما ، دلى كه نه كافر باشد و نه نگونبخت . »
پس هنگاميكه دلت پاك ، صاف ، پاكيزه ، طاهر ، به دور از كينه ، نفرت و حسد شد ؛ آنگاه نور حق تعالى در دلت مىتابد و رابطهء تو با اولياء خدا - غايب باشد چه ظاهر - رابطه اثرپذيرى خواهد گشت .
براى نجات مستضعفين
علاوه بر همه اينها ، ما شعار دفاع از مستضعفين و مظلومين را كه شعارى است بس بزرگ ، بر دوش داريم . پس هر كسى كه چنين
شعارى را حمل مىكند ، ناگزير بايد اين اعتقاد را در نفس خويش
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 94 ، ص 89 .