همچنين مىفرمايد : ( وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِ كَارِهُونَ ) « 1 » « امّا بيشترشان از حق كراهت دارند و گريزانند . » بنابراين ايمان نياوردن مردم به حق تعالى ، به معناى منتفى شدن وجود الهى و صحّت الحاد نيست . همچنين عدم پيروى مردم از حق بدين معنى نمىباشد كه حق مردود است ؛ زيرا ، انسان در ژرفاى ضمير خويش ميل به سوى حق دارد ، ولى در هنگام رويارويى با منافع ذاتى ، از آن كراهت دارد و گريزان است .
هنگاميكه عملًا به جستجوى راز بقاى دين و علاقهء ما به خط فكرى درست و راه راست در زندگى و نيز شناخت درست خداوند متعال - شناختى كه نهى از هر گونه شائبه باشد - مىپردازيم ، مىبينيم كه خط علما دهمان خطّى است كه خداوند متعال به ما بخشيده است ؛ زيرا ، ايشان نشانههاى دين را به من آموختهاند و هدايتهاى ائمّه و بصيرتهاى ايشان را كه بر گرفته از بصيرتهاى قرآن و هدايت خدا مىباشد ، براى ما نقل نمودهاند . بنابراين كسانى كه از خط علماى راستين فاصله مىگيرند ، خواه اين فاصله به طور گروهى يا فردى باشد ، در گمراهى بزرگى خواهند افتاد .
اهمّيت پيروى از مرجعيت
بنابراين مؤمنين بايد به اهمّيت فراوانى كه پيروى از مرجعيت دارا مىباشد ، توجّه شايانى مبذول بدارند . علاوه بر آن به اين مهم احترام
هامش
( 1 ) - سورهء مؤمنون ، آيهء 70 .