و كرامت بميرد ؛ به شرط آنكه امانتى را كه بر سر آن پيمان بسته است ، تحمّل نمايد .
بنابراين كرامت انسان به امانتى كه بايد تحمّل نمايد ، باز مىگردد .
همانگونه كه خداوند متعال دراين مورد مىفرمايد : ( إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولًا ) « 1 » « و ما امانت ( تعهّد ، تكليف و ولايت الهى ) را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم ، آنها از حمل آن سر بر تافتند و از آن هراسيدند ؛ امّا انسان آن را بر دوش كشيد . » پس كسى كه اين امانت را ندارد ، از شرف ، كرامت و عزّت نيز بىبهره مىباشد . به عبارت ديگر ، چيزى ندارد كه او را مستحقّ زندگى كردن و ادامه حيات سازد .
خداوند متعال از انسان مىخواهد كه يك امانتدار باشد و اينكه گرانترين و نفيسترينها را براى اداى حق اين امانت ، فدا كند ؛ حتّى اگر گاهى به بهاى زندگى او تمام شود . همچنين از انسان مىخواهد بر پاى سخن و تعهّد خود بايستد و به عهد و پيمان خود وفا كند ، تا جامعهاى برپا شود كه با صفات امانتدارى ، شرف و كرامت توصيف گردد و نيز روح عدل و داد بر او حاكم گردد . پس ناگزير بايد عدالت بر جامعه حكم براند . زيرا ظلمى كه ضدّ عدالت مىباشد ، چيزى جز تاريكى نيست و وجود انسان را تاريك و نابود مىسازد و حركت انسان و بلندپروازيهاى او را به سوى شكوفا شدن تمدّن حقيقى فلج مىسازد . پس ظلم مانعى است بس بزرگ در برابر حركت بشريت به
هامش
( 1 ) - سورهء احزاب ، آيهء 72 .