تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
باب گزيدهء سخنان حكمت آميز امير مؤمنان عليه السلام و پندهاى آن حضرت در آن ، گزيدهء پاسخ پرسشها و گفتارهاى كوتاه اوست ، در بارهء ديگر مقصودهاى وى 1 [ فرمود : ] هنگام فتنه چون شتر دو ساله باش نه پشتى تا سوارش شوند و نه پستانى تا شيرش دوشند - چنان زى كه در تو طمع نبندند - . 2 [ و فرمود : ] آن كه طمع را شعار خود گرداند خود را خرد نماياند ، و آن كه راز سختى خويش بر هر كس گشود ، خويشتن را خوار نمود . و آن كه زبانش را بر خود فرمانروا ساخت خود را از بها بينداخت . 3 [ و فرمود : ] بخل ننگ است و ترس نقصان ، و درويشى كند كنندهء زبان - زيرك در برهان ، و تنگدست بيگانه در ديار خود بر همگان . 4 [ و فرمود : ] ناتوانى آفت است ، و شكيبايى شجاعت و ناخواستن - دنيا - ثروت و پرهيزگارى سپرى - نگه دار - و رضا نيكو همنشين - و يار - . 5 [ و فرمود : ] دانش ميراثى است گزين و آداب ، زيورهاى نوين - جان و تن - و انديشه آينهء روشن . 6 [ و فرمود : ] سينهء خردمند صندوق راز اوست و گشاده‌رويى دام