تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
« 50 »
و از نامهء آن حضرت است به فرماندهان وى بر سپاه‌ها از بندهء خدا على امير مؤمنان ، به مرزبانان ! أما بعد ، بر والى است كه اگر به زيادتى - از مال - رسيد ، يا نعمتى مخصوص وى گرديد ، موجب دگرگونى او نشود ، و آنچه خدا از نعمت خويش نصيبش كرده بر نزديكى وى به بندگان خدا و مهربانى او به برادرانش بيفزايد . بدانيد حق شماست بر من كه چيزى را از شما نپوشانم جز راز جنگ - كه از پوشاندن آن ناگذارم - ، و كارى را جز - در حكم - شرع بى رأى زدن با شما انجام ندهم ، و حق شما را از موقع آن به تأخير نيفكنم ، و تا آن را نرسانم وقفه‌اى در آن روا ندانم ، و همه شما را در حق برابر دانم ، و چون چنين كردم نعمت دادن شما بر خداست و طاعت من بر عهدهء شماست ، و چون شما را خواندم درنگ نداريد ، و در آنچه صلاح است پاى پس مگذاريد ، و در سختيها در شويد - و آن را آسان شماريد - اگر چنين پايدار نباشيد ، كسى نزد من خوارتر از كجرفتار شما نخواهد بود ، و كيفر او را سخت گردانم ، و رخصت رهايى را از من نخواهد شنود . پس اين - دستورها - را از اميران خود بگيريد و فرمان آنان را - چندان كه خدا كارتان را - بدان سازوار مىدارد - بپذيريد ! « 51 »
و از نامهء آن حضرت است به عاملان او كه مأمور - گرفتن - خراج بودند از بندهء خدا ، على امير مؤمنان ، به خراج ستانان ! أمّا بعد ، آن كه نپرهيزد از آنچه روى بدان خواهد نهاد چيزى را كه نگهبان وى بود پيشاپيش نفرستاد ، و بدانيد آنچه به عهدهء شماست اندك مقدار است و ثواب آن بسيار ، و اگر خدا براى ستم و بيداد كه از آن نهى