علم او به آسمانهاى برين چون علم اوست به زمين فرودين .
از اين خطبه است :
اى آفريدهء راست اندام ، و پديدهء نگاهدارى شده در تاريكيهاى ارحام ، و در پردههايى نهاده و هر پرده بر ديگرى فتاده . آغاز شدى از آنچه برون كشيده شد از گل و لاى ، و نهاده شدى در آرامگاهى بر جاى ، تا مدّتى كه دانسته است و زمانى كه قسمت شده است . در دل مادرت مىجنبيدى ، نه خواندن را پاسخى توانستى گفت ، و نه آوازى را توانستى شنفت . سپس از قرارگاهت بيرون كردند - و به خانهاى در آوردند - كه آن را نديده بودى ، و راههايى كه سود آن را نشناخته . پس چه كسى تو را راه كشيدن خوراك از پستان مادر نماياند ؟ و به هنگام نياز جايگاههاى طلب كردن و خواستن را به تو شناساند ؟ هيهات ! آن كه در وصف كردن خداوند شكل و اندام درماند ، صفت كردن آفرينندهء او را چگونه تواند ؟ و اگر او را بدانچه آفريدگان را بدان محدود كنند بشناساند ، از او دور تر ماند .
( 164 )
و از سخنان آن حضرت است
[ چون مردم نزد او فراهم شدند ، و در آنچه از عثمان ناپسند مىداشتند ، شكايت كردند ، و از وى خواستند تا از سوى آنان با وى گفتگو كند ، و رضايت ايشان را از او بخواهد ، امام بر عثمان در آمد و گفت : ] مردم پشت سر منند ، و مرا ميان تو و خودشان ميانجى كردهاند . به خدا ، نمىدانم به تو چه بگويم ؟ چيزى نمىدانم كه تو آن را ندانى ، تو را به چيزى راه نمىنمايم كه آن را نشناسى . تو مىدانى آنچه ما مىدانيم . ما بر تو در چيزى سبقت نجستهايم تا تو را از آن آگاه كنيم ، جدا از تو چيزى نشنيدهايم تا خبر آن را به تو برسانيم . ديدى چنان كه ما ديديم ، شنيدى چنان كه ما شنيديم .