نحوست و بلا و زيان از ما زايل و بر طرف شده ، و به طهارت و تقديس راهنمون شديم ، و لسان حال عقل موهوب از طرف علام الغيوب در مقام بيان تفصيل نعمتهاى گذشته و حاضر و آيندهء كه بنحو عموم ذكر شده يا بنحو خصوص بيان شده برآمده و بشرح آن پرداخت ، و لسان حال نعمتها در مقام تعجيز لسان حال عقل بر آمدم ، و اظهار داشت كه : تو از بيان نعمتهاى الهى عاجز و ناتوانى ؛ زيرا كه واهب و عطاكننده آنها خود فرموده است :
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
( سورهء ابراهيم ( 14 ) آيه 37 و سورهء نحل ( 16 ) آيه 18 يعنى و اگر بشماريد نعمت خدا را بشمار نتوانيد آوردش ) فصل ( 7 ) و چون از لسان حال اين شارح كه در مقام تفصيل و بيان بود ، شرح آنچه را كه هر غادى و رايحى ( آينده و روندهء ) از شنيدن آن مات و مبهوت و حيران است ؛ و هر شاكر و مادحى از شكر و مدح آن عاجز و ناتوان است ، شنيديم ، پيشانى و صورت خود را با بقاء واجب الوجود بسجدهء براى حضرت معبود وادار نموده ، و ديوان زبان و قلب و اعضاء و جوارح را بدوام مدح و ثناى بذلكنندهء آن جود و كرم وادار كرديم .
فصل ( 8 ) پس از آن بر دو ملك حافظ و كاتب اعمال سلام تعظيم و تكريم نموده ، و از ايشان مسألت نموديم كه در سلوك راه راست به آنچه قدرت و توانائى دارند ما را اعانت و يارى نمايند ، و اينكه مجلس و حضور ايشان را بمراقبت خداوند كه بفرستادن ايشان بما تفضل فرموده است محترم شمرده و تكريم نمائيم ، و اينكه در دعا و ابتهال خود ، ما را شريك نمايند .
فصل ( 9 ) پس از آن خداوند جل جلاله ما را ارشاد فرمود كه : شيطان به حكم حسد ، براى اغواى اولاد آدم حاضر و مهيا است ، پس عرضه داشتيم كه : خدايا اين شيطان دشمن تو و ما ، ما را مىبيند و ما او را نمىبينيم ، و از آن ترسيم كه بر ما غالب آيد و از آنچه رضاى تو در آنست ما را منحرف نمايد ، خدايا تو او را مىبينى و او ترا نمىبيند ، و ما ديدن