ديرزمان ثابت مانده ، از پريشانى و بىثباتى به دور مانده باشد ، همانطور كه نص قرآن نيز به اين سرنوشت گرفتار شده است . » « 1 »
بيچاره نفهميده - و شايد پليدانه خود را به نادانى زده - است كه مسألهء اختلاف قرائتها ارتباطى با متواتر بودن يگانه نصّ قرآن ندارد ، نصّى كه نزد عموم مسلمانان محفوظ بوده و نسل اندر نسل بدون اختلاف از يكديگر ارث بردهاند . پيش از اين در بحث قرائتها گفتيم پيشوايان اتفاقنظر دارند كه قرآن حقيقتى است و قرائتها يك چيز ديگر و ربطى به هم ندارند . « 2 »
سپس به دستاويز ديگرى چسبيده و خيلى تلاش مىكند تا قول به تحريف را ثابت كند و به بزرگترين و ريشهدارترين طايفهء اسلامى ؛ يعنى شيعيان اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسبت دهد . هرگاه بتواند اين عقيده را بر گردن آنان - كه بيشترين ارتباط را با قرآن دارند - ثابت كند به خيال خام خود اين كتاب بزرگ و شكستناپذير را سست معرفى كرده ، از جايگاه والاى آن كاسته است ، اما فريب و نقشهاش بر آب است ، چرا كه خداوند سبحان مىفرمايد :
« أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ ؛
« 3 » آنها مىخواهند نيرنگ بزنند اما كافران خود قربانى نقشهها ( ى ما ) مىشوند . »
در بخشى از دروغهاى خود ساختهاش مىگويد : « گرچه شيعيان رأى گروهى افراطى را - كه مىگويند : نمىتوان باور كرد قرآن حاضر مصدر اصلى دين باشد « 4 » - مردود شمردهاند ، ولى همهء آنان از به دو ظهورشان در درستى تدوين « قرآن عثمانى » ترديد داشته و دارند ، چون نسبت به قرآنى كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله آورده
هامش
( 1 ) . مذاهب التفسير الاسلامى ، ص 4 .
( 2 ) . التمهيد ، ج 2 ، ص 79 به بعد .
( 3 ) . طور ( 52 ) آيهء 42 .
( 4 ) . شايد منظورش از اين عبارت مطلبى باشد كه به متأخران اخباريه نسبت داده شده كه « ظواهر كتاب حجّيت ندارد و نمىتوان براى فهميدن احكام شرع بدان استناد نمود » و لكن ما - در بحث تفسير و مفسران - گفتيم كه اين نسبت ، ساختگى و دروغ است و هيچيك از فقهاى اسلام ، اين نظريّهء دور از حق را ندارد ؛ نه حشويهء عامّه و نه اخباريّون .