ريشهدار را به گناهى متهم مىكنند كه از آن بيزارند . خداوند متعال مىفرمايد :
« قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ ؛
« 1 » ثروتمندان مست و مغرور آن ( شهرها ) گفتند : ما پدران و نياكان خود را بر آيينى يافتيم و به آثار آنان اقتدا مىكنيم . »
از جمله نويسندهء زبردست ، استاد « رافعى » همان تهمتهاى نياى دروغپرداز خود « ابن حزم ظاهرى » را تكرار كرده ، مىگويد : شيعهء اماميه قائل به تحريف قرآنند . پيداست اين دروغپردازى از يك تعصب خشك و كور سرچشمه مىگيرد كه
« فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ؛
« 2 » چشمها كور نيستند ، ولى قلبهاى درون سينهها كورند . »
او مىنويسد : « اما رافضىها - خداوند رسوايشان سازد - هميشه گمان داشتهاند كه قرآن دچار تبديل و دگرگونى گشته ، افزايش و كاهش يافته و از جايگاه اصلى خود تحريف شده است و نيز مىپندارند كه امت اسلامى همين كار را در مورد احاديث و روايات نيز مرتكب شده است . اينها همه از پندارهاى شيخ و عالمشان « هشام بن حكم » بوده كه ديگران هم از روى نادانى و حماقت از وى پيروى كردهاند . » « 3 »
اين همه ناسزا و دشنامهاى زننده سزاوار نبود از قلم نويسندهاى اديب تراوش كند مگر اينكه شيطان بر او چيره گردد و ياد خدا را از دلش بربايد كه از اين بليّه بايد به خدا پناه برد و فرجام نيك مخصوص پرهيزكاران است . و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم .
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 23 .
( 2 ) . حج ( 22 ) آيهء 46 .
( 3 ) . اعجاز القرآن ، ص 142 ، پاورقى شمارهء 2 .