چرا كه انكار ولايت ولى خدا ، انكار بزرگترين شعاير الهى در روى زمين است .
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : « ولايت ما ولايت خداست ، همان ولايتى كه خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد مگر [ با ايمان ] به آن . » « 1 »
و اين حقيقتى است بىترديد ، چرا كه ولايت امامان معصوم عليهم السّلام پرتوى از ولايت خداى متعال مىباشد و انكار اين پرتو ، انكار منشأ نور است . بنابراين ، حديث مزبور تفسير محض مىباشد و نورى بيهوده دستوپا كرده تا ثابت كند آن لفظ ، جزء قرآن بوده است . « 2 »
7 . همچنين ابو حمزهء ثمالى از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه « تلاوت كرد :
« فابى اكثر النّاس / بولاية علىّ / الّا كفورا « 3 » ؛ پس بيشتر مردم / در برابر ولايت على / كارى جز انكار نداشتند » و گفت : جبرئيل اين آيه را اينچنين نازل كرد » ؛ يعنى شأن نزول آيه اين بود و در اين مورد نازل شد .
ملا محسن فيض مىگويد : « شايد مقصود آن باشد كه اين اضافهها هرچند برگرفته از وحى است ، ولى بهعنوان تفسير نوشته مىشده ، نه اينكه جزء قرآن باشد . پس آنچه در روايات به گوش مىرسد كه با كلماتى بر خلاف قرائت مردم خوانده شده ، منظور تفسير الفاظ قرآن و روشن كردن معانى آن مىباشد كه از طريق وحى - ؛ يعنى علم مستند به وحى الهى - دانسته شده است . » « 4 » به همين جهت ، كسى - جز پيشوايان معصوم از خاندان وحى - از آن آگاهى ندارد .
سپس روايت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را بهعنوان شاهد گفتار خود نقل مىكند كه فرمود :
« اگر مردم ، قرآن را - همانطور كه نازل شده - قرائت مىكردند ، دو نفر باهم اختلاف نمىكردند » ؛ يعنى اگر مردم قرآن را - همانگونه كه اهل وحى هدايت
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 437 ، شمارهء 3 .
( 2 ) . فصل الخطاب ، ص 309 .
( 3 ) . كافى ، ج 1 ، ص 425 ، شمارهء 64 ، آيهء 89 سورهء اسراء ( 17 ) .
( 4 ) . وافى ، مجلّد 9 ، باب 269 ، ص 1778 .