« 72 كتاب آسمانى را خوانده و در همهء آنها تاريخ زندگى پيامبر و عترتش مطرح شده و آنان برترين آفريدههاى خداوند بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امان خدا در زمين هستند . » « 1 »
و حديث ديگرى كه از اين هم عجيبتر است . « هشام دستوايى » از « ابن شمر » از « جابر جعفى » از « سالم بن عبد الله بن عمر بن خطاب » روايت مىكند كه « امام باقر عليه السّلام در مكه كنار حجر الاسود مىگفت : شنيدم كه پدرم گفت : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه فرمود : خداوند - عز و جل - در شب معراج به من وحى كرد : اى محمد ! آيا دوست دارى اسامى امامان از خاندانت را ببينى ؟
گفتم : آرى .
فرمود : جلوتر برو .
جلوتر رفتم . ناگاه اين نامها را ديدم : على ، حسن ، حسين ، على بن الحسين ، محمد بن على ، جعفر بن محمّد ، موسى بن جعفر ، على بن موسى ، محمد بن على ، على بن محمد ، حسن بن على و حجّت قائم كه گويا مانند ستارهاى درخشان در ميان آنان بود .
پرسيدم : پروردگارا ! اينان چه كسانى هستند « 2 » ؟
فرمود : آنها امامان هستند .
جابر مىگويد : به سالم گفتم : تو را به خدا سوگند ! آيا كسى - جز پدرت - به تو از اين اسامى خبر داده است ؟
گفت : حديث از پيامبر را نه ، ولى روزى با پدرم پيش كعب الاحبار بوديم شنيدم كه مىگفت : امامان از اين امت به تعداد نقيبان بنى اسرائيل خواهند بود . در اين هنگام على بن ابى طالب آمد . پس كعب گفت : اين گرانقدر ، نخستين آنان
هامش
( 1 ) . فصل الخطاب ، صص 183 - 209 .
( 2 ) . پناه بر خدا ! گويا پيامبر پس از چند ثانيه فراموش كرد كه آنان امامان از خاندانش هستند . م .