« تنازع بقاء » است - معنى دارد ، ولى در شيوهها و جزئيات زندگى - كه مناسب شرايط خاص هر زمان مىباشد - همگونى نخواهد بود ، چنانكه سابقا شرح آن را خوانديم .
2 - در فصل دوم مىنويسد : « شيوههايى كه گردآورندگان قرآن براساس آن كار مىكردند ، قهرا باعث از بين رفتن و ناپديدشدن پارهاى از كلمات و آيات آن مىشد ، بويژه آنكه احاطه بر جميع قرآن - براى كسانى كه در دوران زندگى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همهء آن را فرانگرفته بودند - ممكن نبود . » « 1 »
ما مراحل سهگانهء جمع قرآن را ( از زمان رسالت تا دورهء « توحيد مصاحف » در زمان خود عثمان ) شرح داديم و گفتيم كه دو مرحلهء حساس آن ؛ يعنى تركيب كلمات و تنظيم آيات در زمان خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تحقق يافت ، تنها مرتّب كردن سورهها بعد از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله انجام شد و اين مسأله ، باعث تغيير دادن كلمات و آيات كريمهء قرآن نمىشد . « 2 »
3 - در فصل سوّم مىگويد : « توجيه اهل سنت كه گفتهاند : « روايات تحريف در مورد آياتى سخن مىگويد كه فقط تلاوتشان نسخ شده » سخن پوچ و بيهودهاى است ، زيرا در اين روايات تصريح شده كه بسيارى از تحريفها در زمان عثمان و به دست خود او انجام شده است . » « 3 »
آرى اين توجيه ، ساخته و پرداختهء حشويه است كه از روى غفلت در كتب اهل سنت آمده و هيچگونه ارزش و اعتبارى ندارد .
4 - در فصل چهارم مىخوانيم : « امير المؤمنين عليه السّلام مصحفى مخصوص داشت پس حتما با ديگر مصحفها تفاوت داشته است . » « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 96 - 104 .
( 2 ) . التمهيد ، ج 1 ، ص 272 به بعد .
( 3 ) . فصل الخطاب ، صص 105 - 120 .
( 4 ) . همان ، صص 120 - 134 .