بوديم تا متذكر شويد آنچه را كه بايد پند مىگرفتيد « 1 » » و اميرمؤمنان عليه السلام فرمود : « عمرى كه خداوند تا آن زمان عذر بنىآدم را مىپذيرد شصتسالگى است » و در ميان ما كسى نيست كه به اين سال نرسيده باشد .
سپس افزود : عذر ما به درگاه پروردگار و در پيشگاه پيامبرمان چيست حالى كه فرزند حبيب او و ذريه و تبارش در ميان ما كشته شد ؟ نه ! بهخدا عذرى نيست جز اينكه با قاتل وى و همدستانش بجنگيم و آنها رابكشيم يا خود در اين راه بهشهادت برسيم « 2 » .
عبارت « يالثارات الحسين » شعار هر انقلابىاى شد . اين شعار رااز آغاز سال 65 هجرى در هر كوى و برزن كوفه مىشنويم . و ناگهان با هزاران تن از شيعيان روبهرو مىشويم كه خود را در قبال سبط شهيد مقصر مىدانستند و از كوفه به كربلا مىرفتند تا در كنار مزار ابىعبداللَّه عليه السلام به درگاه خداى استغفار كنند . سپس همانها به قصد گرفتن انتقام خون سيدالشهدا به شام بازمىگشتند . اين حمله فداكارانه در بسيارى از وجوه شبيه همان واقعهاى بود كه كربلا در روز عاشورا به خود ديد ، هدف از اين حملات رسيدن به پيروزى نبود ، بلكه شهادت براى دفاع از حق بود . سرانجام نيز آن صحابى بزرگوار ، سليمانبنصرد ، و گروهى از فقها و قاريان صالح به شهادت رسيدند و خون پاك آنها در
هامش
( 1 ) فاطر / 37
( 2 ) الكامل / ابناثير / ج 2 ص 625 .