و باز به او فرمود : « اى خواهرم ! هان كه من تو را سوگند مىدهم كه در مرگم گريبان ندرى و بر صورتت سيلى نزنى و فرياد و اويلا بلند نكنى « 1 » ! »
از همان لحظه كه زينب به نيكى دريافت كه مسئوليتش بردبارى را بر او ايجاب مىكند ، شكيبايى آورد و خداى را در صبر خويش منظور داشت .
2 - صبر
تاريخ زنى صبورتر از زينب عليها السلام به خود نديده است .
پسرانش ، عون و محمد ، و به قولى عبد اللَّه « 2 » ، در برابر ديدگان او سر بريده شدند و او شيون نكرد ؛ سپس شاهد بود كه در چند ساعت پيشوايش حسين و برادران و پسران برادرانش به شهادت رسيدند و باز بردبارى پيشه كرد . در واقع ، زينب سمبل زنى شجاع ، مدبر و لايق رهبرى در اوضاع و شرايط سخت بود . او اسير و چه بسا بسته به زنجير بود . مصيبتها و ناملايمات روحى و بدنى او را فرسوده بودند ، اما او در همان لحظه چنان اسرا را رهبرى مىكرد و چنان صبر سترگى داشت كه براى هيچ كدام از افراد بشر رسيدن به اين حد صبر و حُسن توكل بر خدا ممكن نيست مگر با فضل خدا .
هامش
( 1 ) - همان / ج 45 ص 3
( 2 ) - همان / ص 34 .