مقدر فرما ، اى مهربانترين مهربانان » .
سپس فرمود : « بر تقدير تو صبر خواهيم كرد ، آفريدگارا ! معبودى جز تو نيست اى فرياد رس فرياد خواهان . »
بلى . . . اين ايمان نابى كه در كلمات سبط شهيد در آن لحظات حساس تجلى كرد ، و آن موضعى كه زينب پس از شهادت حسين عليه السلام و يارانش از خود نشان داد ، به نهضت حسينى ذاتى توحيدى و خالص بخشيد .
در واقع بارزترين صفت زينب باور او بود بدانچه در قرآن آمده و پيامبر تبيين فرموده بود . به اين ترتيب او توانست آن مصائب عظيم را تحمل كند و مزد وپاداش آنها را از خدا چشم داشته باشد . . . سپس به آنجا كه قبلًا خيمهگاه بود بازگشت ، چون شب به نيمه رسيد ، شروع به خواندن نماز شب كرد . امام زينالعابدين على بن حسين عليهما السلام كه به او چشم دوخته بود پرسيد : « عمه ! چرا نشسته نماز مىخوانى ؟ »
زينب فرمود : « اى پسر برادر ! چون پاهايم مرا نمىكشند . »
چند روز پيش ، وقتى كاروان حسين به سرزمين طف رسيد ، امام حسين عليه السلام روبروى چادرش نشسته بود و به شمشير خود مىپرداخت و در عين حال زبانش مترنم به اشعارى بود كه معمولًا اعراب در مواجهه با خطرى بزرگ مىخوانند :
يا دهر افّ لك من خليل * كم لك بالاشراق و الاصيل
من صاحب و طالب قتيل * و الدهر لا يقنع بالبديل