اركان نظام مرجعيّت در ميان امّت ، بدانها استحكام يافت . نظام مرجعيّت به مثابهء شيوهاى در حركت سياسى و راهى استوار براى دعوت به خدا و سازماندهى مكتبى براى جامعه ، قلمداد مىشود . همچنين اين نظام مىتواند ، به وقت بازگشت حكومت به دست اهل آن ، نظامى سياسى براى امّت باشد . نظام مرجعيّت همچون نظام امامت از ژرفاى دين سرچشمه مىگيرد . چون اين نظام به دور از غوغاى طايفه گرايى وعشيرت زدگى است همچنانكه با روح حزب گرايى و گروهگرايى ، فاصله دارد .
طايفهء شيعه همواره در زير سايهء اين تشكّل مكتبى ، از دوران ائمه اطهار عليهم السلام ، زندگى كرده و از تواناييهاى شگرف آن برخوردار بوده است .
اگر چه عقب ماندگى مردم گاه موجب توقف آن مىشده و اجازه نمىداده است كه اين نظام در برخى ابعاد به سوى تكامل مورد نظر خود شتاب گيرد .
از آنجا كه عصر امام حسن عسكرى عليه السلام به تحكيم اين رهبرى ( مرجعيّت ) ويژگى مىيابد و نيز به خاطر آنكه اين رهبرى تا كنون عهده دار امور دنيوى و اخروى شيعيان بوده است ، مناسبت دارد در همين جا اندكى از واقعيت مرجعيّت و ابعاد آن سخن بگوييم :
اوّلًا : از آنجا كه مرجعيّت ، نظامى الهى است و نيروى اجرائى اوامر آن از فطرت انسان و وجدان و روح تقوا در درون او سرچشمه مىگيرد ، اين نظام مىتواند با ساير احكام شرعى كه آنها هم با روح تقوا به اجرا در مىآيند ، منسجم و هماهنگ باشد .
هدايتگران راه نور ، زندگانى حضرت امام حسن عسكرى (ع) (فارسى) — صفحة 59
مساهمون: شريعت
ص٥٩