وجدان شاعران فرومايه غرق گشته بودند . . .
ترور و سركوب آزادگان ومصلحان توسط زمامداران ، قانون حكومتى ايشان بود . به عنوان نمونه هنگامى كه شام بر ضد حكومت آل عبّاس در عهد متوكّل به پا خاست ، خليفهء مذكور سپاه قوامه را متشكل از سه هزار نيروى پياده و هفت هزار سواره به سوى آنان روانه كرد . اين سپاه وارد شام شد و سه روز ( همه كارى را ) در دمشق روا شمردند . « 1 »
يكى از شيوههاى اعدام كردن افراد در آن روزگار اين بود كه شخص متهم را جلوى درندگان مىانداختند تا دريده و خورده شود و يا آنكه او را در تنور مىانداختند و يا تا سر حدّ مرگ به باد كتك مىگرفتند . سركوب واختناق تا آنجا گسترش يافته بود كه به مثابهء شيوهاى در مبارزات داخلى ميان خاندان حاكم در آمده بود و هم از اين روست كه مىبينيم انقلابها و ترورها در بين افراد خاندان خليفه به تنها زبان گويا مبدل شده بود .
اين متوكّل ستمكار است كه خداوند فرزندش منتصر را به روى چيرگى مىدهد . او با برخى از فرماندهان ترك سپاه خويش پيمان مىبندد وشبانه بر متوكّل هجوم مىبرند و او و وزير ستمگرش فتح بن خاقان را كه هر دو غرق در لهو و فجور بودهاند ، مىكشند . تا آنجا كه شاعر در حقّ او مىگويد :
هكذا لتكن منايا الكرام * بين ناى ومزهر ومدام
هامش
( 1 ) - حياة الامام العسكرى ، ص 217 .