و سورههاى « سجده » و « ياسين » را قرائت كردم . در اين حال بودم كه ناگهان نرجس مضطرب از خواب بيدار شد . به طرف او جستم و نام خدا را بر او بردم و آنگاه پرسيدم : آيا چيزى احساس مىكنى ؟ گفت : آرى عمّه . گفتم : روح و قلب خود را قوى نگهدار . اين همان چيزى است كه با تو گفته بودم . مرا سُستى فراگرفت و او را زايمان . ناگهان متوجّه صداى سرورم امام زمان شدم .
پرده از نرجس برداشتم . ديدم نوزاد به دنيا آمده و سجدهگاهههاى خويش را بر زمين نهاده و در حال سجده است . او را در آغوش گرفتم . ديدم ( بر خلاف ساير نوزادان ) تميز و پاكيزه است .
در اين هنگام امام عسكرى مرا بانگ زد : عمّه ! پسرم را نزد من بياور . او را خدمت امام عليه السلام بردم . امام دست ، زير رانها و پشت بچّه گرفت و پاهاى او را روى سينهء خود گذارد و سپس زبان در دهانش گردانيد و دست بر چشمان و مفصلهاى بدن نوزاد كشيد . « 1 »
پس از ولادت اين كودك ، امام حسن عسكرى آداب و رسوم تولّد را به تفصيلى كه در زير مىآيد به اجرا گذارد .
ده هزار رِطل « 2 » نان و ده هزار رطل گوشت براى او صدقه داد و سيصد گوسفند نيز به خاطر او عقيقه كرد و از روز تولّد نوزاد آنها را براى بنىهاشم و شيعيان فرستاد . سپس ياران خاص خويش را از ولادت فرزندش و اينكه او پس از ايشان امامت را عهدهدار است ، آگهى داد و آنان را فرمود تا اين خبر را در ميان خود مخفى نگه دارند . از محمّد بن حسن بن اسحاق قمى نقل است كه گفت : چون امام زمان به دنيا آمد ، مولاى ما امام عسكرى نامهاى به جدّم احمد
هامش
( 1 ) - كمال الدين - صدوق ، ج 2 ، ص 99 .
( 2 ) - رطل واحد وزن و تقريباً برابر با 84 مثقال است .