تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 846

مساهمون:

ص٨٤٦
با هادى مىكنى . در خانه كسى نمىماند جز آن كه او را خدمت مىكند و زحمت بالا زدن پرده و باز كردن درب را به عهده مىگيرند حال آنكه اگر مردم اين مسائل را بفهمند خواهند گفت : اگر خليفه از شايستگى وى براى خلافت بىخبر نبود با او چنين رفتار نمىكرد . « 1 » از اين حديث مفصّل كه گوشه‌اى به بحث ما مرتبط بود نقل كرديم ، بر مىآيد كه آن‌حضرت حتّى در كاخ ستمگرترين خليفهء عبّاسى در عصر خودش يعنى متوكّل ، از چه شكوه و جلالى برخوردار بوده است . آن‌حضرت چون بر خليفه وارد مىشد ، با وى به حق به موضع‌گيرى و گفتگو مىپرداخت . به عنوان مثال روزى آن‌حضرت نزد متوكّل رفت . متوكّل از او پرسيد : اى ابو الحسن ! از ميان مردم چه كسى در شاعرى تواناتر است ؟ امام در پاسخ ، نام شاعرى علوى را ذكر كرد و فرمود : چون اين ابيات را سروده است :
لقد فاخرتنا من قريش عصابة * بمط خدود و امتداد اصابع « 2 » فلما تنازعنا القضاء قضى لنا * عليه بما فاهوا نداء الصوامع « 3 »
متوكّل پرسيد : نداء الصوامع چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً . . . جدّ من يا جدّ شما است . متوكّل از اين سخن بسيار خنديد و گفت : او جدّ توست و ما تو را از او نمىرانيم . « 4 »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 128 . ( 2 ) - گروهى از قريش با بر چيدن ابروها ( از روى تكبر ) و دراز گردانيدن انگشتان با ما به مفاخرة برخاستند . ( 3 ) - چون با يكديگر منازعه كرديم ، قضا به نفع ما و بر زيان ايشان حكم داد بدانچه بانگ صومعه‌ها گفتند . ( 4 ) - بحار الانوار ، ج 50 ، ص 129 .