كردى ، تو را بى بهره نگذارد . « 1 »
3 - امام هادى در سامرّا كه مركز خلافت بود سكونت داشت و نزد متوكّل مىرفت . راويان در بارهء نحوهء ورود آنحضرت بر متوكّل گفتهاند :
زمانى كه امام هادى به كاخ متوكل نزديك مىشد هيچ يك از كسانى كه بر در كاخ متوكل منتظر ايستاده بودند ، از هيبت و جلال امام چارهاى جز پياده شدن از مركبهاى خويش نداشتند . . محمّد فرزند حسن فرزند اشتر علوى ، يكى از اين صحنهها را چنين نقل مىكند :
با پدرم بر در كاخ متوكّل بوديم . در آن هنگام من بچه بودم و در ميان عدّهاى از خاندان ابو طالب وبنى عبّاس و سپاهيان قرار داشتم . چون امام هادى عليه السلام وارد شد همهء مردم از مركبهاى خود پياده شدند تا آنحضرت به درون رفت .
يكى از حاضران به ديگران گفت : چرا به خاطر اين بچّه پياده شويم در حالى كه او نه شريفتر از ما و نه بزرگتر و سالخوردهتر و داناتر از ما است ؟ آن عدّه گفتند :
به خدا سوگند براى او پياده نمىشويم . ابو هاشم به آنها گفت : به خدا قسم چون او را ببينيد به خاطرش با حقارت و ذلّت از مركبهايتان پياده مىشويد .
مدّتى نگذشته بود كه امام به طرف آن جمع آمد و تا چشم حاضران به او افتاد همگى از مركبهاى خود فرود آمدند . سپس ابو هاشم از آنها پرسيد : مگر ادعا نمىكرديد كه به خاطر او فرود نخواهيد آمد ؟ آنها پاسخ دادند : به خدا قسم ما اختيار دار خويش نبوديم كه فرود آمديم . « 2 »
هر گاه امام هادى بر متوكّل وارد مىشد ، پردهها را برايش كنار مىزدند و با تمام وقار آنحضرت را مورد احترام قرار مىدادند . در روايت آمده است : يكى از اشرار ، روزى به متوكّل گفت : هيچ كسى با تو بيشتر از آن نمىكند كه تو
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 127 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ص 137 .