اين آرمانها ، خط و حركت مكتبى بود كه امام هادى عليه السلام در روزگار خويش زمام آن را را به دست داشت . اينك بايد پرسيد كه نقاط عطف اين خط از هنگام تشكّل آن در عصر امام على عليه السلام تا زمان امام هادى چه چيزهايى بوده است ؟
پس از پيوستن پيامبر صلى الله عليه و آله به « رفيق اعلى » ، امّت تازه بنياد اسلام به پيشوايى نياز داشت كه از ميراث آنحضرت پاسدارى كند و از خط اصيل وى كه از چپ و راست اماج حملات عدّهاى قرار مىگرفت ، دفاع كند و ارزشهاى والايى را كه توسط وحى فرود آمده بود ، در ميان امّت استوارى بخشد .
اميرمؤمنان به بهترين شكل به اين وظيفه همّت گمارد و گروهى از برگزيدگان و پاكان امّت ، كه جزو همان « بقيه صالحه » بودند به گرد او جمع آمدند و به دفاع از خط اصيل رسالت الهى مشغول شدند .
با وقوع جنگ صفين ، شكاف ميان اين خط با ساير خطوط ، وضوح بيشترى به خود گرفت و ابرار كه بقيهء سلف صالح پيامبر صلى الله عليه و آله نيز در ميان آنان بودند ، كلًا به سوى امام على گرايش يافتند و اين خط برغم وحشت ايجاد شده از طرف حزب حاكم اموى ، همچنان برجستگى و برترى خويش را حفظ كرد . امّا آوازهء اين خط در دنيا نپيچيد مگر پس از آنكه رنگ خون به خود گرفت و حرارت فاجعه را پس از واقعه طف لمس كرد . بنابر اين اگر بگوييم اين خط در روز صفين متبلور شد ، بايد بگوييم كه رشد و تكامل آن در روز عاشورا به وقوع پيوست .
در زمان امام زين العابدين اين صبغهء الهى دو چندان شد و در روزگار امامت امام باقر خط مشى توحيدى تبلور يافت . چرا كه در اوج آن عقل نيِّر با وحى منزل تلاقى پيدا كرد . در دوران پيشوايى امام صادق ونيز جزئيّات اين خط در احكام و اخلاق و آداب و مواعظ به صورتى كامل ترسيم شد .
در دورهء امام كاظم اين خط رنگى سياسى يافت زيرا مسأله طرحريزى انقلابى مردمى در كار بود . امّا در دوران ائمه بعدى يعنى امام رضا و سه فرزندش عليهم السلام
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 841
مساهمون: شريعت
ص٨٤١