مؤمنان على عليه السلام بروشنى بيان شده است :
« پس خداوند هر چند گاه پيامبرانى فرستاده و به وسيلهء آنان به بندگان هشدار داد تا حق ميثاق را ادا كنند و نعمت فراموش شده را ياد آرند و نهفتههاى خرد را آشكار سازند » .
بابيدار كردن عقل و برانگيختن وجدان از زير ابرهاى غفلت و پالايش فطرت از آلودگيها و موانع و حجب ، حجّت خدا بر بندگانش ، از راه بعثت پيامبران تمام مىشود !
ب تلاوت كتاب خدا كه در آن تمام نيازمنديهاى مردم تبيين شده است . از طريق تلاوت كتاب و آيات آن ، پيامبران عليهم السلام به تزكيه و تعليم مردم همّت مىگماشتند . خداوند در اين باره مىفرمايد :
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْامِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ « 1 » .
« او ( خدا ) است كه آن كه در بى سوادان ، پيامبرى از خودشان برانگيخت تا بر ايشان آيات خدا را بخواند و پاكشان سازد و كتاب و حكمت بياموزدشان و گر چه پيش از اين در گمراهى آشكار بودند . »
ج فراهم آوردن ميزان به اين معنى كه ولّىِ امر ( حاكم ) كسى است كه ميان مردم به عدل و داد فرمان مىراند . خداوند در اين باره فرمايد :
فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيَما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً « 2 » .
« نه چنين است ، به پروردگارت سوگند كه ايمان به تو نياورند مگر آنكه تو را به
هامش
( 1 ) - سورهء جمعه ، آيهء 2 .
( 2 ) - سورهء نساء ، آيهء 65 .