قلب او بود و وى را درهر كارى الگو و نمونه قرار مىداد .
پيامبر صلى الله عليه و آله نيز برادر زادهاش را از اخلاق نيكويى كه خداوند به او ارزانى مىداشت ، سيراب مىكرد . على عليه السلام همواره پيامبر را مىديد كه به تفكّر مشغول است و به آسمان مىنگرد و از پروردگارش هدايت مىطلبد . درهمان روزهايى كه پيامبر در غار حرا به عبادت مىپرداخت ، على عليه السلام در عبادتش دقيق مىشد و بدان مىانديشيد و معنى و مقصود عبادت آنحضرت را درمىيافت و به خداى محمّد ايمان مىآورد و با فطرت پاك خويش ، كه هيچگاه شرك بدان راه نيافت ، هدايت مىشد .
على عليه السلام از نبوغ و ذكاوتى كه زيبندهء پيامبران است ، برخوردار بود و خطاست اگر بخواهيم ايمان او به خداوند را به زمان خاصّى محدود كنيم . او فطرتاً ايمان داشت . از اين رو نمىتوان وقت معينى را براى ايمان آوردن او درنظر گرفت . پيامبر نيز ، هنگامى كه يكى از مسلمانان از وى دربارهء ايمان آوردن على عليه السلام پرسش كرد همين پاسخ را داد و فرمود :
على كافر نبود تا مؤمن شود .
همچنين امام عليه السلام اين نكته را بيان كرده و فرموده است كه وى هيچگاه خود را به شرك نيالوده است . هنگامى كه وحى بر قلب حضرت محمّد صلى الله عليه و آله فرود آمد و پيامبر به سوى وى آمد تا او را از اين ماجرا آگاه كند ، ديدگان دل على عليه السلام بر امر موعود و حقيقت آنچه در انتظارش بود ، گشوده شد . امام آن روز ده سال داشت . آرى او انسان ديگرى جز محمّد بن عبداللَّه صلى الله عليه و آله را نمىشناخت كه تمام معانى فضيلت و والايى و صداقت و امانت و مهربانى و احسان به مردم و رسيدگى به حال خويشاوندان در وى جمع شده باشد و او را از ديگران متمايز كند . پس چگونه مىتوانست او را تصديق نكند و پيرو او نگردد ؟
روزى پيامبر او را به نماز فراخواند آنحضرت به پا خاست و آداب نماز را فراگرفت و به مسجد الاقصى ، قبله نخست مسلمانان ، روى كرد و با پيامبر نماز
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 83
مساهمون: شريعت
ص٨٣