زمانى كه پاى تركها به ديار اسلام باز شد ، كوشيدند آرام آرام حكومت را به دست گيرند و خلفا را از قدرت كنار بزنند . آنها به اصطلاح امروز در صدد ايجاد كودتاهاى نظامى بودند .
كار اينان تا بدانجا بالا گرفته بود كه اگر يكى از خلفاى عبّاسى ، آنها را ناديده مىانگاشت او را بناگهان مىكشتند و كسى ديگر از خاندان عبّاسى را بر جاى او مىنشاندند . بسيارى از خلفاى عبّاسى از متوكّل گرفته تا مستعين و مهتدى و بالاخره مقتدر ، از جمله كسانى بودند كه به دست همين رهبران نظامى تركها از پاى در آمدند .
آنها هر خليفهاى را كه با تمنيّات و خواستههاى خود هماهنگ نمىديدند يا از كار بر كنار مىكردند و يا مىكشتند . اين مسأله را البته نمىتوان به سرشت نژادى مربوط دانست بلكه اين امر ثمرهء حالت سقوطى است كه جامعهء اسلامى به خاطر از هم گسيختگى و فساد گسترده اخلاقى بدان گرفتار شده بود .
امام جواد عليه السلام با بهره بردارى از اين اوضاع در تغذيه جنبشهاى مكتبى كه شالودهء آنها براى آينده پى ريزى مىشد ، اقدامات مهمى انجام داد . در همين هنگام قيامى كه توسط محمّد بن قاسم بن على الطالبى ، بر پا شد دستگاه حكومت را با ترس و نگرانى رو به رو كرد .
نمونهاى از انقلاب علوى
قيام محمّد بن قاسم بن على بن عمر بن زين العابدين على بن الحسين عليه السلام بارزترين قيام در دوران امام جواد بود . با خواندن خاطرات روزهاى جهاد او ، مىتوان به جلالت قدر اين مرد پى برد .
توده مردم از محمّد بن قاسم ، بالقب « صوفى » ياد مىكردند زيرا همواره جامه پشمى سپيدى مىپوشيد . او مردى دانشمند ، فقيه ، ديندار و زاهد بود .