تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
آن زن در آخرين طوافهاى خود به دور خانهء خدا نزديك ركن يمانى رسيده بود كه به ناگاه ديوار خانه براى او از هم شكافت و گويى بانگى آهسته او را صدا زد كه به خانهء پروردگارت درون آى ! زن به درون رفت و مردم درعين شگفتى و ناباورى اين صحنه را مىديدند و همچون حيرت‌زدگان فرياد سر مىدادند . درپى فرياد و غوغاى اينان ديگر زائران نيز به سوى آنان مىآمدند و از ايشان دربارهء واقعه‌اى كه رخ داده بود پرسش مىكردند . اين زن كيست ؟ ! اين زن كه هم‌اكنون طواف مىكرد نوهء هاشم ، دختر اسد ، همسر ابوطالب ، مادر ام هانى و طالب و عقيل و جعفر است . آرى او فاطمه نام دارد . مردم جمع شده بودند . سران و بزرگانشان نيز درميان آنان به چشم مىخوردند . . . زمانى گذشت دوباره همان ديوار شكاف برداشت . . . چهرهء حاضران از خوشى درخشيدن گرفت . سيماى آن مولود بزرگ ، كه بر دستان مادر بزرگوارش درحال تقلّا و جنب و جوش بود ، نيز مىدرخشيد ! اين رويداد در نوع خود بىنضير بود ، ديوار خانه خدا بشكافد و زنى باردار قدم به درون آن گذارد و در بيت اللَّه الحرام ، اين مركز پرتو افشانى روحانى و بركت الهى ، مكانى كه از ديدگاه اعراب « مقدّسترين و محترمترين » مكانها محسوب مىشود ، كودك خود را به دنيا آورد . اين كرامتى بود براى بنى هاشم بر قريش و براى قريش بر اعراب ، چراكه صاحب خانهء كعبه آنان را بدين عنايت ، به رياست و سرورى خانه‌اش برگزيده بود و به زنى از آنان اجازه داده بود كه كودك خود را ، با عزّت و عظمت ، در خانه‌اش به دنيا آورد . اين خبر خوش در خانه‌هاى بنىهاشم نيز پيچيد و زنانشان با شگفتى و سرور به فاطمه شادباش مىگفتند . سران و بزرگان نيز به سوى ابوطالب مىرفتند
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 78 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي