بنيان پاك و ميلاد فرخنده
مولود بزرگ
مكّه در يكى از ماههاى حرام « رجب » پذيراى مقدم زائران بيت اللَّه الحرام بود . زائران آداب و مناسك مربوط به زيارت خانهء خدا را انجام مىدادند و به گرد آن طواف مىكردند .
گاه پروردگارشان را مىخواندند و گاه نيز بتها را . . . درميان آنان زن بزرگوارى نيز ديده مىشد كه او هم به طواف مشغول بود امّا نه آنسان كه ديگران ، آرى توجّه او تنهابه خداى يكتا معطوف بود . روحش لبريز از خضوع خداگرايان و خشوع محتاجان و وقار و متانت اميدواران به فضل خدا بود . خداى يگانه را مىخواند و از او مىخواست سنگينى بارى را كه از آن مىترسيد و پرهيز مىكرد ، كاهش دهد .
او پيش از اين سه پسر و يك دختر زاده بود ، امّا در هيچ كدام از آنها درد زايمان مانند اين بار ، بر وى و اعصابش فشار نياورده بود .
بسيار مىگريست و با التماس خدا را مىخواند تا شايد درد زايمان را بر او آسان گرداند كه ناگهان در قسمت غربى خانهء خدا ، جايى كه گروهى از حجاج گرد آمده بودند ، حادثهء شگفتآورى رخ داد :