تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 764

مساهمون:

ص٧٦٤
شايد حديث زير اين حالت را كه امام رضا نسبت به آن هشدار داده و آن را به مأمون اظهار كرده بود ، براى ما تبيين كند . در واقع امام مىخواست بدين وسيله به مأمون بگويد كه وى بدانچه او مىكند آگاه است ، امّا بر حسب مصلحت عموم حركت مىكند . در اين حديث آمده است : روزى امام رضا عليه السلام در گفتگويى طولانى به مأمون گفت : « اى امير المؤمنين ! در امور مسلمانان از خدا بترس و به بيت نبوّت و معدن مهاجران و انصار بازگشت كن » . آنگاه فرمود : « من چنين مىبينم كه تو از اين شهر بيرون مىشوى و به جايگاه پدران و نياكانت بر مىگردى و در امور مسلمانان مىنگرى و اين سخن پيش خود نگاه دار و ( بدان ) كه خداوند عزّ و جل از تو در بارهء آنچه تو را بر آن گماشته ، پرسش خواهد كرد » . « 1 » فضل بن سهل نيز اين نكته را به مأمون ياد آور مىشود . او را مىبينيم كه از همراهى با مأمون سر پيچى مىكند ، و با گفتن اين سخن از او پوزش مىخواهد كه : گناه من پيش خاندانت و عامهء مردم بزرگ است و مردم مرا به خاطر كشتن برادر مخلوعت و بيعت امام رضا به ولايتعهدى از روى نيكى يا حسادت نكوهش مىكنند و ستمگران به سعايت از من بر مىخيزند پس اجازه فرماى در خراسان بمانم . « 2 » امّا مأمون خواستهء او را نمىپذيرد . چون براى او تدبيرى انديشيده است . مأمون نمىخواهد فضل را در پايگاه قدرت و در ميان ياران و هواخواهانش به
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 165 . ( 2 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 165 .