امام رضا عليه السلام هر ده گامى كه برمىداشت مىايستاد و چهار تكبير سرمىداد چنان كه ما خيال مىكرديم زمين و ديوارها به حضرتش پاسخ مىگويند .
خبر اين ماجرا به گوش مأمون رسيد . فضل بن سهل ذو الرياستين به او گفت : اى اميرالمؤمنين ! اگر رضا بدينگونه به مصلى برسد مردم فريفتهء او خواهند شد ، به مصلحت است كه از او بخواهى بازگردد ! !
مأمون نيز فوراً كسى را پيش آنحضرت روانهكرد . امام رضا كفش خود را خواست و آن را به پاكرد و بازگشت . « 1 »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 134 و 135 .