تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
دسته‌اى ديگر از سخنان درخشان آن‌حضرت به امور مربوط به زندگى اختصاص دارد . رسالهء طبى آن‌حضرت موسوم به « طب الرضا » جزو همين دسته است . يكى از ويژگيهاى حيات علمى امام رضا آن است كه سخنان آن‌حضرت در تمام محافل اسلامى مورد قبول واقع مىشد . به نظر نگارنده حتّى ورود امام عليه السلام به شهر نيشابور ، يكى از پايتختهاى علمى جهان اسلام در آن روزگار ، نمودار توجّه و اهتمام علماى اسلام به احاديث امام رضا مىتواند باشد . اجازه دهيد به اين ماجراى شگفت‌انگيز گوش بسپاريم : امام رضا عليه السلام در سفر خود كه منجر به شهادت او شد ، به نيشابور قدم نهاد . او در كجاوه‌اى كه بر استرى سياه و سپيد قرار داشت و ركابى از نقرهء خالص بر آن بود ، نشسته بود . دو تن از پيشوايان و حافظان احاديث نبوّى ، ابو زرعه و محمّد بن اسلم طوسى ، كه خدايشان رحمت كند ، در بازار با آن‌حضرت برخورد كردند و گفتند : اى سرور فرزند سروران ، اى امام فرزند امامان ، اى از تبار طاهرهء رضيه ، اى چكيدهء پاك نبوّى ! به حق پدران پاك و اجداد بزرگوارت ، سيماى مبارك و خجسته‌ات را به ما بنمايان و حديثى از پدرانت و از جدّت ( رسول خدا صلى الله عليه و آله ) براى ما روايت كن . امام فرمود تا استر را نگه‌دارند . سايبان را كنار زد و چشمان مسلمانان به ديدن رخسار مبارك و خجسته‌اش روشن گرديد . دو سر گيسوان او همچون گيسوان رسول خدا صلى الله عليه و آله بود . مردم از هر صنف و طبقه‌اى بر پاى ايستاده بودند . عدّه‌اى فرياد مىزدند و گروهى مىگريستند و دسته‌اى جامه چاك مىزدند و برخى چهره در خاك مىماليدند . گروهى پيش مىآمدند تا افسار استر او را به دست گيرند وعدّه‌اى هم به طرف كجاوه گردن مىكشيدند . روز به نيمه رسيده
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 737 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي