اوّلًا : دور نگهداشتن متفكران از مسائل و مشكلات سياسى .
ثانياً : ازدياد نافرمانىهاى سياسى و جنگهاى داخلى كه طبعاً امّت را به نگرانى فكرى بيشتر مىكشانيد .
ثالثاً : وجود جريانهاى ناآشنا كه هدف آنها تباه كردن فرهنگ جامعه و مبارزه با اسلام به نام اسلام بود . اين امر از طريق حركتهاى سياسى مرتبط با كفّار تغذيه مىشد .
در دوران خلافت مأمون ، اين اضطراب فكرى به اوج خود رسيد و همين مسأله موجب شد تا امام رضا عليه السلام عهدهدار برخورد با آن شود .
انتقال آنحضرت به پايتخت ديار اسلام و پذيرفتن ولايتعهدى مأمون ، باعث شد كه وى در متن برخوردهاى فكرى قرار بگيرد .
امام رضا با ارباب ملل و مذاهب گوناگون ، مناظرههاى بسيارى ترتيبداد .
اين مناظرهها توسّط علماى بزرگوار ما ، همچون شيخ صدوق رحمه الله ، در كتابهاى مستقلى مثل عيون اخبار الرضا به رشته تحرير درآمده است .
هنگامى كه در سخنان و دلايل امام رضا در مقابل مخالفان دقيق مىشويم ، آنها را بسيار علمى و عميق مىيابيم . اين خصوصيات خود بيانگر سطح فرهنگى روزگار آنحضرت است ، زيرا ائمه عليهم السلام نيز همچون پيامبران عليهم السلام متناسب با عقول مردم و در حدّ افكار و انديشههاى آنان ، با آنها سخن مىگفتند .
همچنين از تأمل در سخنان آنحضرت در مىيابيم كه وى در صدد برخورد با تشكيكها و ترديدهايى بوده كه از سوى دشمنان ، عليه اسلام ، بويژه جنبهء عقلانى احكام آن ، انتشار مىيافته است .
از همين روست كه احاديث بسيارى از امام رضا در خصوص علل و فلسفه شرايع و حكمتهايى كه در پس احكام دينى نهفته ، نقل شده است .
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 736
مساهمون: شريعت
ص٧٣٦