و خدمتكاران زن و مردى كه خوش سيماتر از آنها و جامهاى زيباتر از جامهء آنها نديده بودم ، بر اين جايگاهها نشسته بودند . آنها جامهاى حرير سبز پوشيده بودند و تاجها و درّ و ياقوت داشتند و در دستهايشان آبريزها و حولهها و هر گونه طعام بود . من به سجده افتادم تا آنكه اين خادم مرا بلند كرد و در آن لحظه پىبردم كه كجا هستم .
هارون گفت : اى خبيث شايد به هنگامى كه در سجده بودى ، خواب تو را درگرفته و اين امور را در خواب ديده باشى ؟
كنيز پاسخ داد : به خدا سوگند نه سرورم . پيش از آنكه به سجده روم اين مناظر را ديدم و به همين خاطر به سجده افتادم .
هارون به پيشكارش گفت : اين زن خبيث را نزد خودنگه دار تا مبادا كسى اين سخن را از او بشنود . زن به نماز ايستاد و چون در اين باره از او پرسيدند ، گفت :
عبد صالح ( امام موسى كاظم عليه السلام ) را چنين ديدم و چون از سخنانى كه گفته بود ، پرسيدند : پاسخ داد : چون آن منظره را ديدم كنيزان مرا ندا دادند كه اى فلان از عبد صالح دورى گزين تا ما بر او وارد شويم كه ما ويژهء اوييم نه تو .
آن زن تا زمان مرگ به همين حال بود . اين ماجرا چند روز پيش از شهادت امام كاظم رخداد .
اين ارزش و كرامت امام كاظم عليه السلام در پيشگاه خدا و اين هم فرجام هارون ستمگر و سركش ! !
از خداوند بزرگ مىخواهيم كه ما را جزو دوستداران دوستانش و بيزاران از دشمنانش قرار دهد و ما را بر پيمودن راه ائمه هدى عليهم السلام توفيق ارزانى فرمايد .
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 709
مساهمون: شريعت
ص٧٠٩