تفسيرى درست و به حق از قرآن است . آيا مگر اين بزرگواران از جنس بشر نبودهاند ، پس چگونه به اين عظمت رسيدهاند ؟ و آيا مگر با اجراى همين انديشههايى كه از آنان روايت شده جايگاه بدين بزرگى دست نيافتهاند ؟ و آيا مگر ما خواهان رسيدن به بزرگى و عظمت نيستيم ؟ بنابر اين بياييد اين انديشهها را بخوانيم و هماهنگ با آنها حركت كنيم .
واقعيّت آن است كه تاريخ تنها اندكى از سيرهء ائمه عليهم السلام را براى ما نقل كرده است ، زيرا آنان هميشه از سوى حكومتهاى ستمگر در محاصرهء تبليغاتى قرار داشتند تا آنجا كه حتّى ، نقل فضيلت آنان در برخى از دوران ، راوى را با خطر مواجه مىساخت و شاعرى همچون دعبل به خاطر مدح و ستايش اهل بيت عليهم السلام به مدّت 25 سال چوبهء اعدام خويش را بر پشتش حمل مىكرد ! ! با اين وجود ، رواياتى كه در بارهء فضايل آنان به ما رسيده در حد خود دورهاى تربيتى و كامل از مكارم اخلاقى به شمار مىروند .
از آنجا كه امام كاظم عليه السلام در يكى از سختترين دورانهاى مبارزه و دشوارترين اوقات تقيّه و پنهانكارى مىزيستهاست ، ثبت ماجراها و داستانهاى ايشان و گذر از حصار ممنوعيتهاى رژيم حاكم و رسيدن به نسلهاى بعدى در حد خود يك معجزه به حساب مىآيد . بر ماست كه بر اين داستانهائى كه به دست ما رسيده استدلال كنيم اگر چه مىدانيم آنچه به دست ما رسيده قطرهاى از معجزات و داستانهاى شگفت انگيز آنحضرت مىباشد .
الف - عبادت و زهد امام
يكى از برجستهترين نشانههاى رهبران مكتبى ، زهد و پارسايى و عبادت در درگاه خداست . روزگارى كه امام كاظم در آن مىزيست به « قرن طلايى » معروف بود . در آن هنگام كاخهاى فرمانروايان عبّاسى آكنده از ثروتهاى هنگفت