تا حقيقت كار او بر من معلوم شود .
به او گفته شد : رافضيان در وضو با جماعت ( اهل سنّت ) اختلاف دارند و وضو را به تفصيلى كه جماعت بدان اعتقاد دارند ، نمىگيرند آنان معتقد به شستن پاها در وضو نيستند . او را در اين مورد بيازما آن چنان كه خودش هم پى نبرد . هارون گفت : چنين كنم . اين كار وضع او را روشن مىكند .
هارون مدّتى دست از على بن يقطين برداشت و به او كارى در خانه سپرد .
چون وقت نماز فرا رسيد ، على بن يقطين در يكى از اتاقهاى خانه خلوت كرد تا وضو بگيرد و نماز بگزارد . در اين هنگام رشيد در پس ديوار اتاق ايستاد چنان كه مىتوانست على بن يقطين را ببيند و در ضمن خودش را هم از ديد او پنهان نگاه دارد . على آب خواست . سه بار مضمضه و سه بار استنشاق كرد و صورتش را سه بار شست و محاسنش را از هم باز كرد و دستانش را سه بار از انگشتان تا آرنجها شست و سر و گوشش را مسح كرده پايش را نيز شست .
هارون الرشيد ناظر تمام اين صحنه بود . چون شيوهء وضو گرفتن على بن يقطين را ديد نتوانست خويشتندارى كند . لذا از مخفيگاه خود بيرون آمد و على او را ديد . هارون بانگ بر آورد : اى على بن يقطين هر كس گمان كند كه تو رافضى هستى ، دروغ مىگويد ! !
بدين ترتيب موقعيّت على بن يقطين در نزد هارون تثبيت شد . پس از اين واقعه نامهاى از جانب امام موسى بن جعفر عليهما السلام خطاب به على بن يقطين رسيد كه متن آن چنين بود :
از حالا ، آن گونه وضو بساز كه خداوند فرموده است . يك بار شستن صورت واجب و بار دوّم به منزلهء تكميل آن است . دستهايت را از آرنج تا انگشتان بشوى و با ترى حاصل از وضويت جلوى سر و روى پاهايت را مسح كن . اينك
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 666
مساهمون: شريعت
ص٦٦٦