بود ، خيالش آسوده مىشد اقدام به كشتن آنحضرت نمىكرد . افزون بر آنكه دستگاه حاكم ، به آرامى و به تدريج ، بسيارى از رهبران خاندان علوى را به قتل رساند .
مبارزهء خاندان علوى
در اين برهه بيت علوى دورهء بس دشوار و توانفرسايى را سپرى مىكرد ، زيرا آنان در برابر جوّ اختناق و ارعاب نظام حاكم سر تسليم فرود نمىآوردند و در مقابل ، روانهء زندانهاى مخوف بنى عبّاس مىشدند و مورد شكنجههاى گوناگون قرار مىگرفتند . بدين سان حاكمان بنى عبّاس بسيارى از علويّان را به شهادت رساندند .
اين امر خود نشانهاى است از نيرو و شوكت مبارزان مكتبى و دليلى است بر تهديد نظام حاكم از سوى ايشان . همچنين مىتوان با اتكا بر اين دليل به عمق مصيبتها و فجايعى كه اين بيت پاك از ناحيهء بنى عبّاس و در راه تحقّق رسالت و مكتب الهى متحمّل شدند ، پى برد .
از اين روست كه مىبينيم تاكيد رسول خدا صلى الله عليه و آله بر اهتمام به اهل بيت وى و نيز قلمداد كردن آنها به عنوان وارثانش و محور اهل حق قرار دادن آنان و گفتن اين نكته كه « حكايت اهل بيت من همچون حكايت كشتى نوح است كه هر كس بر آن سوار شد نجات يافت و آنكه از آن عقب ماند غرق و نابود شد » ، بدون دليل و بيهوده نبوده است !
داستان زير ، برخى از اين دشواريهاى پياپى و بزرگى را كه بر خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و فرزندان فاطمه و على عليهم السلام گذشته است ، به خوبى بيان مىكند :
از عبيداللَّه بزاز نيشابورى كه فردى مُسن بود ، روايت شده است كه گفت :
ميان من و حميد بن قحطبهء طائى طوسى معاملهاى بود . روزى براى ديدنش به