كه از عهدهء پاسخ گويى به آن موج بر آمد و آن را از حركت باز انداخت و به غبار تبديل كرد . از آنجا كه ما مىكوشيم زندگى آن امام بزرگ را خلاصه وار بررسى كنيم و خطوط ويژهء مدرسهء بزرگ آنحضرت را مشخص سازيم ، بايد مرورى گذرا نيز به اين موج فراگير داشته باشيم .
پيش از اين گفتيم كه فتوحات اسلامى ، موجب شد تا بر خوردهاى نيرومندى ميان مسلمانان و تازه مسلمانان پديد آيد . از آنجا كه بيشتر مسلمانان درك و بينشى شايسته و استوار از اسلام نداشتند ، اين برخوردها به نتيجهاى نا مطلوب و منفى انجاميد ، و مسلمانان را به دو گروه تقسيم كرد . گروه اوّل محافظه كاران و قشرى گرايانى بودند كه تنها جنبهء ظاهرى دين را گرفته و از فهم جوهر و حقيقت و كُنه آن باز مانده بودند . اينان عقل و خرد خود را همراه با آن معيارها گم كرده بودند . گروه خوارج از پيشتازان اين گرايش بودند چنان كه اشاعره نيز اين گونه بودند ، البته با ملاحظاتى در طوايف آنها از نظر اختلاف در كميّت و كيفيّت .
گروه دوّم تندروهايى بودند كه شديداً از وضع موجود در جامعه تأثير پذيرفته بودند . اينان معيارها را به كنارى افكنده و تنها بدانچه عقلهاى كوته آنها بر حسب اختلاف گرايشها و دگرگونى شرايط ، به آنان ديكته مىكرد ، اكتفا كرده بودند . در پيشاپيش اين گروه ، ملحدان و پس از آنها با فاصلهء بسيار . معتزله و ديگر فرقههايى كه بديشان نزديك بودند ، جاى داشتند .
بنا به طبيعت وضع اجتماعى موجود در آن روزگار كه مرتد بد حال تر از كافر اصيل قلمداد مىشد ، آنان مجبور به استتار بودند . اگر چه مرتدان در همان هنگام جزو اقليّت به شمار مىآمدند ، امّا انديشههايشان را از آبشخور فلسفه يونان ، سيراب مىكردند .
اعراب تا آن روزگار با انديشههاى يونانى هيچ آشنايى نداشتند ، آشنايى آنان
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 597
مساهمون: شريعت
ص٥٩٧