يا عبداللَّه مأمون نمىتوانستند ، در آنها تأثير بگذارند . اين آگاهى سياسى شيعيان را بايد مرهون فرهنگ قرآن و معرفى حقايق اسلام از سوى ائمه عليهم السلام دانست . يكى از بارزترين اين حقايق آن بود كه حكومت نه ارثى است ، نه مىتوان از راه زور بدان دست يافت بلكه بايد به امر و فرمان دين باشد . اين امام باقر است كه به يارانش مىفرمايد : ساكنان آسمان ، عمر بن عبد العزيز را لعنت مىكنند . امام اين عبارت را پيش از رسيدن وى به قدرت بيان كرده بود .
به حديث زير توجّه فرماييد :
ابو بصير روايت كرده است كه با امام باقر در مسجد بودم كه عمر بن عبد العزيز وارد شد . او دو جامهء رنگين در بر كرده و به غلامش تكيّه داده بود .
امام عليه السلام فرمود :
« اين جوان نرمى پيشه مىكند و عدالت را آشكار مىسازد و چهار سال زندگى سپس مىميرد و زمينيان بر او مىگريند و كروبيّان نفرينش مىكنند و نيز فرمود : در جايگاهى مىنشيند كه حق او نيست . سپس عبد الملك به خلافت رسيد و تمام كوشش خود را در آشكار ساختن عدالت به كار گرفت » . « 1 »
امام باقر عليه السلام عمر بن عبد العزيز را مستحق نفرين مىدانست چون مقام خلافت را كه هيچ گاه حق او نبود ، اشغال كرده بود .
صحيح است كه عمر بن عبد العزيز ، فدك را كه رمز مظلوميّت اهل بيت و باز گرداندن آن دليل صدق مذهب آنان در نظر مردم بود ، به ايشان باز پس داد ، امّا ائمه به اين امر توجّه نداشتند و آن را براى حسن سلوك نظام كافى نمىدانستند ، چرا كه بنياد نظام از اساس بر باطل قرار داشت و ائمه همچون انبيا مىخواستند جامعه را از ريشه و بنياد اصلاح كنند .
هامش
( 1 ) - حلية الاولياء ، ص 251 .