پس به او عرض كردم : اى فرزند رسول خدا كارى مىكنى كه پيشينيان ما چنين نكردهاند و اگر حتّى يك بار هم اين كار را بكنند ، بسيار است .
امام فرمود : « آيا نمىدانى در مصافحه چه چيزى ( نهفته ) است ؟ دو مؤمن كه با يكديگر برخورد مىكنند و يكى از آنها با ديگرى مصافحه مىكند گناهان آن دو فرو مىريزد چونان كه برگ از درخت مىريزد و خداوند تا زمانى كه آن دو از هم جدا شوند به آن دو مىنگرد . « 1 » »
در رفتار با مردم نكو كار و عفيف و پاكدامن بود . بدين سان از گناه ديگران تا آنجا كه مىتوانست چشم مىپوشيد و همين بهترين اثر را در دل مردمان مىگذاشت .
روزى مردى مسيحى ( از روى طعنه ) به آنحضرت گفت : تو بقرى ( گاوى ) ؟
امام فرمود : نه من باقرم . باز مرد به قصد طعنه گفت : تو فرزند آشپزى ؟
امام فرمود : آشپزى حرفهء مادرم بود . مرد باز گفت : تو پسر آن زن سياه چرده زنگى بد اخلاقى ؟
حضرت پاسخ داد : اگر تو راست مىگويى خداوند او را بيامرزد و اگر تو دروغ مىگويى خداوند تو را بيامزرد !
مرد نصرانى از اخلاق امام باقر مات و مبهوت ماند و همين امر او را واداشت تا به دست امام باقر به دين اسلام تشرّف يابد . « 2 »
رفتار آنحضرت با مستضعفان با نرمى و مهربانى متمايز بود . فرزندش امام صادق مىفرمايد :
هنگامى كه كارى را به غلامان خود مىسپاريد و بر آنان سنگين مىآمد ، با ايشان در انجام آن همكارى كنيد . همانطوريكه پدرم ، امام باقر عليه السلام ، وقتى به
هامش
( 1 ) - حلية الاولياء ، ص 289 .
( 2 ) - حلية الاولياء ، ص 289 .