عبد الملك فرمان امام را به كار بست و فرستادهء پادشاه روم را به كشورش فرستاد و به او گفت : خداوند عز و جل تو را از اقدامى كه در سر دارى مانع شود و من به كار گزارانم در تمام كشور چنين و چنان گفتم سكهها و طراز رومى را از اعتبار ساقط كردم . به پادشاه روم گفته شد : به تهديدهاى خود در مورد پادشاه عرب جامهء عمل بپوشان ! پادشاه گفت : من با نامههايى كه براى او فرستادم مىخواستم خشمگينش كنم چون من بر او قدرت داشتم و سكههاى رومى در كشور او رايج بود ، اينك بر او قدرت ندارم چون مسلمانان با سكههاى رومى خريد و فروش نمىكنند و عملى كردن آن تهديدها از كسى كه آنها را بر زبان راند ، امكان پذير نيست . بدين گونه پيشنهاد محمّد بن على بن الحسين تا امروز بر جاى ماند . آنگاه رشيد آن درهمى را كه در دست گرفته بود به طرف يكى از خدمتگزارانش افكند . « 1 »
در واقع علم الهى كه پروردگار به سبب اخلاص امام باقر عليه السلام و تلاش فراوان وى در دعا و عمل به دو بخشيده بود ، در وراى راهنمايى و ارشاد آنحضرت راهى برتر براى رويارويى با تهديد پادشاه روم بود و همين علم ، امام حق را از مدعيانى كه به ناحق اين مقام را به خود اختصاص مىدادند ، چه حكام ستمگر و چه علويانى كه بر سر حق ائمه با آنان به نزاع بر مىخاستند ، متمايز مىساخت .
از همين روست كه در تاريخ اهل بيت عليهم السلام مى بينيم كه آنان چگونه شيعيان خود را به اذن خداوند به نور او و به تأييد ملائكه اللَّه از علم دين و نيز به علم حقايق خفيه مستفيض مىكردند .
آنچه در زير نقل مىشود ، برخى احاديث است كه شناخت ما را به مقام
هامش
( 1 ) - فى رحاب ائمّة اهل البيت ، ص 13 - 61 .