تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
اين امر بر تو بزرگ نيايد ، اين مسأله از دو جهت نا چيز است ، نخست آنكه خداوند عز و جل نمىگذارد تا پادشاه روم تهديد خود را در مورد رسول خدا صلى الله عليه و آله عملى كند و دوّم آنكه اين كار چاره دارد . عبد الملك پرسيد : چارهء آن چيست ؟ فرمود : همين حالا صنعتگران را بخوان تا پيش رويت سكه‌هاى درهم و دينار ضرب كنند و تو بفرما كه در يك روى اين سكه‌ها ، سوره توحيد و در روى ديگر نام رسول خدا صلى الله عليه و آله را نقش زنند و در گراگرد سكه‌ها نام شهر و نيز سالى را كه اين سكه‌ها در آن ضرب شده ، بنگار و اوزان سى درهم را بدين ترتيب سه قسمت كن كه ده تا از آنها ده مثقال و ده تاى ديگر شش مثقال و ده تاى آخر پنج مثقال و در كل وزن تمام آنها بيست و يك مثقال باشد و آنها را از سى جدا كن بدين ترتيب وزن همه هفت مثقال مىشود . سنگ ترازوها را شيشه‌اى قرار ده كه در آنها زياده و نقصان راه نداشته باشد . وزن درهمها و ده دينارها را هفت مثقال تعيين كن . درهمها در آن موقع كسرويه بودند كه امروز به آنها بغليه مىگويند ، زيرا رأس البغل آنها را براى عمر بن خطاب در مقابل سكه كسرويه ضرب كرده بود و بر روى آنها تصوير پادشاه نقش بسته و در زير تخت وى به فارسى نوشته شده بود ( نوش خور ) يعنى گوارا بخور وزن درهم اين سكه‌ها پيش از اسلام يك مثقال بود و درهمهايى كه وزن ده تا از آنها شش مثقال و ده تاى ديگر آنها پنج مثقال بود همان درهمهاى سميرى سبك و سنگين بودند و نقش آنها نقش اسب سوار بود . عبد الملك چنين كرد . محمّد بن على بن الحسين به او دستور داد كه سكه‌ها را در تمام شهرهاى اسلامى براى معاملات در اختيار مردم قرار دهد و تهديد كند كه هر كس كه در معاملات از غير اين سكه‌ها استفاده كند ، كشته خواهد شد و معامله‌اش باطل و موقوف است مگر آنكه از سكه‌هاى اسلامى استفاده كند .